یارب العبّاس،اشف صدرالعبّاس به ظهورالحجّه(عج)...
رسیده عید و دلها شاد و خرم
السلام علیک یا فاطمه الزهرا
رسیده عید و دلها شاد و خرم
همه در فکر دیدارند باهم
همه آماده اند سفره بچینند
به فکر سفره های هفت سینند
منم در سفره دارم هفت سین را
ولی توأم
راهیان نور
اینجا کهکشانی از ستاره های درخشان آسمان دل های پر از غم، غم غربت،غم دوری ، غم تنهایی. اینجا مکانی است که روزی کبوترهای ناز در آن پر کشیدند و رفتند به آسمان و اکنون فقط یادگاری از آنان باقی مانده است: یک پلاک ، چفیه و........
آدمی وقتی قدم بر
دل نوشته
چند روز است که دوست و برادر عزیزم بیمارستان خوابیده است. امروز رفته بودم ملاقاتش خیلی برام سخت بود که رو تخت بیمارستان می دیدمش،امیدوارم هر چه زودتر حالش خوب شود.
قاسم به همه شما سلام رساند.
روایت شده است که رسول خدا (ص) به خانه حضرت فاطمه (س) آمد. امام حسن را بیمار یافت و این منظره بر آن حضرت خیلی گران آمد. جبرئیل نازل شد و گفت: یا محمد تعلیم کنم تو را دعایی که با آن فرزندت از ناخوشی خلاص گردد، پس خواند:
“ اللهم لا اله الا انت العلی العظیم ذو السلطان القدیم و المن العظیم و الوجه الکریم “
” لا اله الا انت العلی العظیم ولی الکلمات التامات و الدعوات المستجابات خل ما اصبح. “
پس حضرت این دعا را خواند و دست خود را بر پیشانی امام حسن (ع) گذاشت و شفا یافت.
یاحق
زینب کبری (س)
السلام ای دختر شاه نجف السلام ای صابر صحرای طف
السلام ای چادر زهرا به سر السلام ای نور خورشید و قمر
السلام ای مقتدای عالمین السلام ای خواهر خوب حسین
السلام ای بانوی ماتم زده صبر تو صبر جهان بر هم زده
السلام ای تار و پود فاطمه دختر صورت کبود فاطمه
السلام ای مظهر شور و شعور پای تا سر عشق سر تا پا حضور
السلام ای کربلا در کربلا ای به ایمان برادر مبتلا
السلام ای خطبه خوان شهر شام خواب را کردی به بدخواهان حرام
السلام ای چشم زیبا بین عشق زینب کبری و زهرای دمشق

ولادت ستاره پرفروغ کوثر ، بانوی فصاحت و اعجاز

حضرت زینب علیها السلام مبارک باد
بانوی صبر..
کالایی جنسی WomanToGo
حجم فساد اخلاقی و جنسی در اسرائیل به حدی است که خود صهیونیست ها به آن اذعان و از افزایش آن ابراز نگرانی می کنند.
فروشگاه هایی در خاک فلسطین اشغالی می باشد.در این فروشگاه ها،زن به عنوان کالایی جنسی همراه با
یااباصالح المهدی...

بنشسته سر راهش ، شاید ز سفرآید
تا چند بنالم زار شب تا سحر از هجرش
کوکب شِمُرم هر شب ، شاید که سحرآید
هر دم که رخش بینم خواهم دگرش دیدن
بازش نگرم شاید یک بار دگر آید
از دیده نهان اما اندر دل من جایش
او را طلبم هر شب شاید که ز درآید
با کس نتوانم گفت من راز درون خویش
کز درد غم هجرش دل را چه به سرآید
می سوزم و می سازم از درد فراق اما
تیر غم او بر دل افزون ز شمَر آید
"حیران" به فغان تا کی با محنت و غم همدم
یارب نظری کان شاه از پرده بدر آید
»«اللهم عجل لولیک الفرج مولانا صاحب الزمان»«
کتاب خواندم شیعه را نابود کنم، شیعه شدم!
«عصام العماد» درباره ماجرای شیعه شدنش گفت: کتابی از شیخ مفید درباره اهل بیت(ع) را به من سپردند و خواستند که نقد و تحلیل محکمی را برای این کتاب و مضامین آن بنویسم و معتقد بودند با نوشتن نقد بر این کتاب شیعه نابود خواهد شد، ولی من پس از مطالعه آن شیعه شدم.
به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ «عصام العماد» استاد دانشگاه الازهر مصر، در جمع دانشجویان شرکت کننده در ضیافت اندیشه قرآنی، دانشگاه صنعتی همدان درباره
فراگیر شدن ظلم
(( یملاء الله به الارض قسطا بعد ما ملئت ظلما و جورا .))
خداوند، به وسیله ظهور مهدى علیه السلام زمین را پر از عدل و داد مى سازد، پس از آن که از ظلم و ستم پر شده باشد.
از حضرت مهدى (عج ) نقل شده :
(( علامة ظهورى کثره الهرج و المرج و الفتن... .)) ))
نشانه آشکار شدن من ، زیاد شدن هرج و مرج و فتنه ها و آشوبهاست .
گاهى نیز، زیاد شدن گناهان و مفاسد اخلاقى و اجتماعى در میان مسلمانان ، به عنوان نشانه هایى نزدیک شدن ظهور پیش گویى است .
فراگیر شدن یعنى به گونه اى که
کوچه نقاش ها
ماشین به حدود دویست متری کانال ماهی رسید که ما پشتش سنگر گرفته بودییم .حاج بخشی معمولاً به این صورت به جمع بچه ها می آمد و با شیرینی و غذا و نوحه و رجزخوانی و حرف های مشیتی ، به بچه ها روحیه می داد و از آن ها پذیرایی می کرد؛ پیرمردی زنده دل و باروحیه که واقعاً وجودش برای بعضی ها نعمت بود.
ایشان طبق روال همیشه اش فکر می کرد که شلمچه هم مثل فاو است و در حالی که در بلندگو رجز می خواند،به سمت خط مقدم آمد که یکدفعه گلوله مستقیم به بدنه ی لندکروز نشست و در یک لحظه آن را به آتش کشید.حاج بخشی به بیرون پرت شد و جلوی چشم ما ، دونفر سرنشین جلوی لندکروز ، زنده زنده در آتش سوختند و زغال شدند.آتش از خودرو زبانه می کشید و آن دو در میان شعله ها دست و پا می زدند.هیچ کس جرأت نداشت به آن نزدیک شود. یکی از سرنشین ها با دست سعی کرد آتش را خاموش کند؛اما نتوانست.آتش غلبه کرد و هر دو شهید شدند.ما هم نتوانستیم برای آن ها کاری کنیم.خودمان کاملاً در تیررس بودیم و اگر به آنجا میرفتیم ، تمام خط حساس و زیر آتش گرفته می شد.
راز لاله ها...
باران رحمت الهی،برگرد...
باید التماس کرد...
آخرین مطلب
- دیدار رئیس جمهور با آیت الله العظمی جوادی آملی
- اصابت پهپادهای حزبالله به پایگاه نشریم حیفا
- شام آخر، با هنرمندی حزب الله لبنان
- لیلا شریفیان
- هرتزی هالوی کشته شد
- جمعه نصر
- رونمایی از میدان موشک در کرانهی باختری
- گوشه ای شادی مردم غذه در شب وعده صادقه 2
- اهداف جدید موشک های ایرانی در خاک فلستین اشغالی
- مجموعه فیلم های جذاب وعده صادقه 2