هم قد گلوله بود.
گفتم: چه جوری اومدی اینجا؟
گفت: با التماس!
گفتم: چه جوری گلوله رو بلند میکنی میاری؟
گفت:با التماس!
به شوخی گفتم،میدونی آدم چه جوری شهید میشه؟
لبخندی زد و گفت: با التماس!
تکه های بدنش رو که جمع می کردم فهمیدم چقدر التماس کرده!
دیدگاهها (۴)
فرمانده عملیات
۱۸ اسفند ۹۱ ، ۰۹:۲۵
پاسخ:
۱۹ اسفند ۹۱، ۱۲:۵۳
ممنون از حدیث زیبایتان
ف.گ
۲۰ اسفند ۹۱ ، ۱۷:۴۱
ما در خودمان!!!
آنان نشان اویند...
ما در پی نشان!!!
ما هنوز شهادتی بی درد میطلبیم!
غافل از اینکه شهادت را جز به اهل درد نمیدهند.
راوی
۲۱ اسفند ۹۱ ، ۱۶:۰۲
خط ممتد
۲۱ اسفند ۹۱ ، ۲۱:۲۱